چشم خوب

نویسنده: GEORGE B. WALKER

حس طراحی درونیتان را فقط با کمی تمرین بیدار کنید.

صحبت درباره طراحی اغلب منجر میشود به ایده پرورش یک چشم خوب. برای مدت زمان زیادی با این موضوع کلنجار رفتم، کمی مثل این است که سعی کنیم باد را در کمند درآوریم. من میدانستم که من تنها نیستم. اغلب با نجارانی صحبت میکردم که با موضوع قضاوت طرح با چشم کلنجار میرفتند.
من میشنوم که میگویند: ” من به مبلی نگاه میکنم و حس میکنم که یه چیزی ایراد داره اما نمیتونم دقیقا انگشتم را روش بگذارم.” آن ممکن است که فقط یک مورد ساده مثل اندازه کردن قید بر روی یک در قاب تنکه باشد. شما میدانید که یک خط ظریفی بین استواری و سنگینی ناخوشایند وجود دارد اما مشخص نیست که آن خط کجاست.


اگر این برای شما اتفاق بیافتد حس درونی یا چشمتان دارد چیزی به شما میگوید. خبر خوب آن است که شما میتوانید چشمتان را آموزش دهید. آن چیزی نیست که در یک روز فرا بگیرید، اما مانند مهارت پیدا کردن در تیزکردن مغار، چشم شما میتواند که آموزش ببیند. شما قادر خواهید بود که با مسائل طراحی با جسارت تازه ای برخورد کنید و حتی خلاقیتتان را به سمت و سویی بیشتر از آنچه که فکر میکردید ممکن است، سوق دهید.
بخشی از مشکل من فکرکردن درباره این موضوع بود که من نیاز دارم تا نزدیکتر بنگرم تا دقیقتر ببینم. حالا میدانم که آن زیاد مربوط به عمیق دیدن نیست، بلکه متفاوت دیدن است. اغلب دیدن چیزهای واضح اما در چشم اندازی جدید.
به خاطر می آورم یکی از اولین مواقعی که این موضوع برایم پیش آمد. من همزمانی که داشتم بزرگ میشدم یک دوست خوب به نام رودی داشتم.هر دو ما عاشق محیط بیرون بودیم و رودی اطلاعات جالبی درباره هر چیزی در طبیعت داشت. بخاطر می آورم یک روز برای نهار در سایه یک شوکران توقف کردیم. رودی یک تکه از گلسنگ روی کنده ای که روی آن نشسته بودیم برداشت و آن را در جلوی نور خورشید قرار داد تا رنگ قرمز روشنی از کنار آن دیده شود. او گفت: “به این میگن یک سرباز بریتانیایی. کت قرمزشو میبینی؟”
من چشمهایم را در شگفتی برهم زدم و سپس دوباره به چوب در حال تجزیه و برگهای سوزنی کاج کف جنگل نگاه کردم. یک ارتش کاملی از سربازان با کتهای کوچک قرمز روشن به نظم ایستاده بودند که لحظاتی قبل هیچی نمیدیدم. من به خاطر می آورم که آنها خیلی واضح بودند و متعجب که چرا نتوانستم آنها را تا قبل از آنکه او به آنها اشاره کند ببینم. مهارت دادن چشمهایتان کمی مثل کشف کردن آن کت قرمزی ها است.
میکل آنژ جمله معروفی دارد که میگوید:” لازم است که فرد پرگار را در چشمانش نگه دارد و نه در در دست، چرا که دستها اجرا می کنند و چشمان قضاوت.”
بعضی استدلال می کنند که ایده قضاوت درباره آنچه که درست به نظر میرسد کاملا سوبژکتیو و شخصی است. ما نمیتوانیم این حقیقت را نادیده بگیریم که ما بعنوان انسان به شیوه خاصی سرشته شدیم. چگونه ما شرح میدهیم لذتی که از شنیدن آواز یک پرنده در بهار احساس می کنیم؟ چگونه ما تحت تاثیر زیبایی غروب خورشید قرار میگیریم؟ طراحان بر روی این سرشت انسانها در طول هزاران سال تعمق کرده اند و اطلاعات طراحی جاویدانی را از خلال آنها به دست آورده اند.

کاربرد

اجازه بدهید که با یک مثال توضیح بدهم و برگردیم به آن قیدهای در قاب تنکه که در ابتدا از آنها صحبت شد. ساختار در قاب تنکه یک راه حل استواری است برای برای پر کردن یک جایگاه باز. چوبهای عمودی و افقی به هم متصل شده اند تا یک فریم محکمی که تخته پهنی را با احتساب فضا برای هم کشیدگی و واکشیدگی نگه دارد. آیا شما تابحال متوجه شدید که چگونه چوبهای افقی بر روی در اندازه گیری میشوند؟ اگر هدف بهره وری باشد همه چوبها چه افقی و چه عمودی را یک پهنا می گیرید. این شیوه اکثر کابینت سازهای این روزگار است.

برای ایجاد مقداری جذابیت بصری، شیوه دیگر این است که چوبهای افقی را متناسب با کل ارتفاع جایگاهی که در قرار میگیرد و یکی را پهنتر از دیگری بسازیم.
در دو مثالی که در تصویر نشان داده شده وزن بصری در یکی روی چوب افقی بالاست و در دیگری روی چوب پایین. کدامین مثال را چشمتان زیباتر میبیند؟ اغلب مورد راست را انتخاب میکنند و آن هم با دلیلی خوب.

 

در کابینت. کدام یک سنگینتر به نظر میرسد؟
در کابینت. کدام یک سنگینتر به نظر میرسد؟

مثالها در طبیعت زیاد است جایی که وزن بصری سنگینتر است به زمین نزدیکتر و همچنان که بالا میرود سبکتر میشود مثل تنه درختان و کوه ها.

درخت بلوط. تنه گسترده شده درخت در نقش هم لنگر ساختاری است و هم بصری.
درخت بلوط. تنه گسترده شده درخت هم در نقش لنگر سازه است و هم بصری.

به این اصل تحت عنوان “هرمی” اشاره میشود و اغلب در کاربرد چوبهای افقی درها و قسمت جلویی کشوهای کمد استفاده می شود.

یک روش ساده برای متناسب کردن پهنای چوبهای افقی این است که ارتفاع کلی را پنج قسمت مساوی تقسیم کرده و یک پنجم پایینی را به عنوان پهنای چوب افقی پایین در نظر بگیریم. بعد ارتفاع باقیمانده را مجددا به پنج یا شش قسمت مساوی تقسیم کرده و واحد بالایی را برای پهنای چوب افقی بالای در درنظر میگیریم. این همچنین دو چوب بالا و پایین را نسبت به هم متناسب میکند.

در کابینت متناسب
در کابینت متناسب. قیدها نسبت به هم و نیز نسبت به ارتفاع متناسب شده اند.

اگر شما ارتفاع را پنج قسمت کنید نسبت چوب بالا به پایین برابر ۴:۵ و اگر شش قسمت کنید نسبت چوب بالا به پایین برابر ۲:۳ خواهد شد.

هنوز سنگین به نظر میرسد؟ اندازه ها را تغییر دهید اما تناسب را حفظ کنید.
هنوز سنگین به نظر میرسد؟
اندازه ها را تغییر دهید اما تناسب را حفظ کنید.

شما ممکن است که هنوز احساس کنید که چوب پایین وزن بیشتری برای چشمتان دارد، اما مسئله ای نیست. میتوانید مقیاس را تغییر دهید اما نسبت چوب بالا به پایین را ۴:۵ یا ۲:۳ ثابت نگه دارید. من خودم این شیوه را دوست دارم چونکه سریع و ساده است.

goodeye06
بایستید و نگاه کنید. ساختمانها فرصتهایی برای یاد گرفتن هستند. همانقدر که دیدتان مهارت پیدا میکند بیشتر خواهید دید.

هدف این ستون یادداشت بررسی کردن اصول و قواعد پایه طراحی است. بعضی افراد از داشتن فرمول خرسندند و آنها را مثل نقاشی با اعداد و یا متصل کردن نقاط به هم استفاده می کنند اما آن چیزی نیست که چگونه کار میکند. طرح ارائه می شود تا بر پایه چشم مورد قضاوت قرار بگیرد، و هیچ فرمولی تصمیم نهایی را نمی گیرد. در سوی دیگر طیف هستند افرادی که می خواهند قواعد را یاد بگیرند تا بتوانند آن را بشکنند. میراث غربی پر از مواردی است که طراحان قواعد را کنار زده اند. اما من تمایل دارم که راه سومی را برای این قواعد پیشنهاد کنم. آن به ما کمک میکند که متفاوت ببینیم. به این صورت:

فهمیدن اصول طراحی می تواند به ما کمک کند تا طراحی های بزرگ را درک و تحسین کنیم. مبلمان، هنر و معماری می تواند منبع عظیمی برای ایده گرفتن و مهارت پیدا کردن باشد. آن ساختمانی که برای سالها از کنار آن می گذرید می تواند یک کتاب درسی تناسبات باشد. رفتن به موزه و بناهای تاریخی معنای جدیدی را برای شما فراهم میکند همانطور که بیشتر آنچه را که می بینید درک می کنید. آن، نوع نگاهتان را به مبلمان تغییر می دهد. چشم شما لایه هایی که در یک طرح عظیم پنهان هست را کشف می کند.
پی ریزی اصول اساسی طراحی همچنین می تواند این قابلیت را به شما بدهد که ببینید که با طرحتان به کجا می خواهید بروید و آن را همانطور که تصور می کردید داشته باشید. این اغلب یکی از مشکلترین چیزها برای روبرو شدن است. سخت است که بطور واضح ببینید که یک طرح چگونه به نظر میرسد وقتی که آن هنوز بصورت ایده در ذهنتان سیر میکند. امروزه تکنولوژی شگفت انگیزی را در اختیار داریم تا تصاویر را به صورت سه بعدی بر روی صفحه کامپیوتر بببینیم اما هنوز هیچ جایگزینی برای توسعه حس طراحی درونی و قابلیت مجسم کردن آن را نداریم.
اطلاعات اولیه طراحی می تواند نقطه شروعی را برای ساخت ایده ها ارائه کند. شروع با استخوانبندی خوب تفاوت بزرگی ایجاد می کند و جالب اینکه متوجه میشوید که واجد چه میزان آزادی خلاقانه هستید. بسیاری از طراحان، هنرهای بصری را با موسیقی مقایسه می کنند و برای قرنها بین تناسبات و موسیقی ارتباطی می دیدند. نکته واقعا جالب اینکه، اگر ما طراحی را به این صورت بنگریم، موسیقی می تواند به روشهای زیادی بیان شود. از قواعد بعنوان محدود کننده نترسید. آن را به عنوان کلیدی که قفل خلاقیتتان را باز می کند بنگرید.
در پایان، یک مرحله مهم در مهارت دادن چشم این است که درس بگیرید که چگونه این اصول ماهرانه در جایی استفاده شده است و یا ناشیانه در جایی دیگر. وقت بگذارید تا بنگرید گه چگونه چوبهای افقی بالا و پایین در در کابینتهای قدیمی و درهای ورودی اندازه شده اند. اگر کسی پرسید که دارید چکار می کنید بگویید دارم به دنبال کت قرمزی ها می گردم.

منبع: Popular Woodworking , February 2010

حقوق تصاویر مربوط به LIE-NIELSEN TOOLWORKS, GEORGE R. WALKER, SEABROOKE LECKIE, DICK AND PAM WALKER

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *